
تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.
گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛
تو را من چشم در راهم .
یادگـــــار تنـــهــــایی...ما را در سایت یادگـــــار تنـــهــــایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: امیر نانساز
بازدید: 116
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه ش قد یک دنیا میشه
میره یه گوشه پنهون می شینهاونجا رو مثل یه زندون می بینه
غــم تنهـــائی اسیرت میکنهتا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنهـــــا میشم اشکتو چشام پر میزنه
غـم میاد یواش یواش خونه دلسرمی زنه
یاد اون شبها می افتمزیرمهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیممن و یار
غم تنهائی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
یادگـــــار تنـــهــــایی...ما را در سایت یادگـــــار تنـــهــــایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: امیر نانساز
بازدید: 118
ما را در سایت یادگـــــار تنـــهــــایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: امیر نانساز
بازدید: 118
ما را در سایت یادگـــــار تنـــهــــایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: امیر نانساز
بازدید: 136